تبلیغات
خدمات آمار زورق ما - بهشت ...
بهشت ...    اشعار

از این بیراهۀ تردید از این بن بست میترسم
من از حسی که بین ما هنوز هم هست میترسم
ته این راه روشن نیست منم مثل تو می دونم
نگو باید برید از عشق نه می تونی نه می تونم
نه می تونیم برگردیم نه رد شیم ازتو این بن بست
منم میدونم این احساس نباید باشه اما هست

دارم می ترسم از خوابی که شاید هر دومون دییدیم
از اینکه هر دومون با هم خلاف کعبه چرخیدیم
واسه کندن از این برزخ گریزی غیر دنیا نیست
نمیدونم ولی شاید بهشت اندازه ما نیست
ته این راه روشن نیست منم مثل تو می دونم
نگو باید برید از عشق نه می تونی نه می تونم
نه می تونیم برگردیم نه رد شیم ازتو این بن بست
منم میدونم این احساس نباید باشه اما هست ...


نوشته شده توسط ^ فریاد سکوت ^ در چهارشنبه 1391/07/12 و ساعت 11:57 ب.ظ
 نوشته های پیشین
+ اما کی !!!
+ از مسیری که به عشقی برسد بی زارم ...
+ ول کن جهان را ! قهوه‌ات یخ کرد ...
+ مستی ...
+ شاید رها گردد ...
+ nothing else matters ...
+ Ti amo ...

صفحات :

دوستان :
حسین پناهی


فایلهای وبلاگ :
(شاید فیل-تر شده باشد.)