تبلیغات
خدمات آمار زورق ما - آسمون سنگی شده ، خدا انگار خوابیده ...
آسمون سنگی شده ، خدا انگار خوابیده ...    اشعار

ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم
هر جا که پا میذارم تورو اونجا میبینم
یادمه چشمای تو پر درد و غصه بود
قصهء غربت تو قد صدتا قصه بود

یادتو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش میزنه 

تو برام خورشید بودی توی این دنیای سرد
گونه های خیسمو دستای تو پاک میکرد
حالا اون دستا کجاس اون دوتا دستای خوب
چرا بیصدا شده لب قصه های خوب
من که باور ندارم اون همه خاطره مرد
عاشق آسمونا پشت یک پنجره مرد
آسمون سنگی شده خدا انگار خوابیده
انگار از اون بالاها گریه هامو ندیده

یادتو هرجا که هستم با منه داره عمره منو آتیش میزنه ...



نوشته شده توسط ^ فریاد سکوت ^ در پنجشنبه 1390/06/31 و ساعت 09:59 ب.ظ
 نوشته های پیشین
+ اما کی !!!
+ از مسیری که به عشقی برسد بی زارم ...
+ ول کن جهان را ! قهوه‌ات یخ کرد ...
+ مستی ...
+ شاید رها گردد ...
+ nothing else matters ...
+ Ti amo ...

صفحات :

دوستان :
حسین پناهی


فایلهای وبلاگ :
(شاید فیل-تر شده باشد.)