تبلیغات
خدمات آمار زورق ما - به آرامش نمی رسم ...
به آرامش نمی رسم ...    اشعار

در این دیار خسته کش در این دیار خسته کش
دیگر بریده نفسم هرچه تلاش می کنم
به آرامش نمی رسم به آرامش نمی رسم

در این دیار خسته کش وجود من بیهوده شد
ارثیه های عاطفی

اینجا از من ربوده شد اینجا از من ربوده شد
 
روز نفس نفس زنان رو به سراب می روم
خشک گلو و تشنه لب به عشق آب می روم

شب که به خانه می رسم شکسته بال و خسته جان
در غم فردای دگر
باز به خواب می روم باز به خواب می روم

از تن خشک شاخ گل توقع جوانه نیست
اسب نفس بریده را
طاقت تازیانه نیست طاقت تازیانه نیست

از گل چهره سوخته طراوتی طلب کن
برای رفع تشنگی تکیه به تشنه لب نکن

فرشته ی نجات من دیر به ما رسیده ای
کهنه شده است زخم ما کوشش بی سبب نکن

در این دیار خسته کش وجود من بیهوده شد
ارثیه های عاطفی
در این دیار خسته کش در این دیار خسته کش
دیگر بریده نفسم هرچه تلاش می کنم

به آرامش نمی رسم به آرامش نمی رسم

در این دیار خسته کش وجود من بیهوده شد
ارثیه های عاطفی
اینجا از من ربوده شد اینجا از من ربوده شد

در این دیار خسته کش وجود من بیهوده شد
ارثیه های عاطفی
اینجا از من ربوده شد اینجا از من ربوده شد

 


نوشته شده توسط ^ فریاد سکوت ^ در یکشنبه 1390/11/23 و ساعت 07:57 ق.ظ
 نوشته های پیشین
+ از مسیری که به عشقی برسد بی زارم ...
+ ول کن جهان را ! قهوه‌ات یخ کرد ...
+ مستی ...
+ شاید رها گردد ...
+ nothing else matters ...
+ Ti amo ...
+ من و توست ...

صفحات :

دوستان :
حسین پناهی


فایلهای وبلاگ :
(شاید فیل-تر شده باشد.)